تبليغاتX
دانشجویان معماری دانشگاه آزاد بندر انزلی

دانشجویان معماری دانشگاه آزاد بندر انزلی

کلوپ علمی- فرهنگی- - هنری دانشجویان معماری دانشگاه آزاد انزلی

یک جوک رشتی بگم؟

یک جوک رشتی بگم؟
اين چه بيماری عجيبی است که ما بايد هميشه درک عوضی از مفاهيم داشته باشيم؟ آزادی بيان و عقيده کجا و توهين به رشتی و ترک و... کجا؟ بستگان يکی از دوستانم پس از چند سال دوری از ميهن به ايران آمده بود, از سوئد, ماجرايی را تعريف ميکرد که فکر می کنم کم و بيش برای تمام کشورهای متمدن صادق باشد, می گفت در اين چند سال در آن کشور چند وزير و يا ليدر احزاب پارلمانی بخاطر مسائلی که برای ما بسيار جزيی می نمايد, چون نپرداختن به موقع جريمه پارک کردن غير مجاز يا جلو انداختن نوبت خود برای گرفتن آپارتمان مجبور به ترک پست خود شدند, هرکس در هر موقعيت اجتماعی می تواند از هرکس در هر موقعيت اجتماعی يا سياسی انتقاد کرده و انحرافهای يشان را از نرم هايی که وجود دارد افشا نمايد و يا درباره هر شخص, دسته, قوم و کشور جوک و طنز (نه توهين) ساخته و از طريق راديو, تلويزيون, روزنامه يا سخنرانی به اطلاع ديگران برساند. اما در همين کشور توهين به شخص , گروه و ملتهای ديگر جرم محسوب می شود. آزادی بی حد و حصر بيان عقيده و در عين حال ممنوعيت توهين.
ساختن جوک های مستهجن و توهين آميز درباره شماليها تاريخچه چندان طولانی نداشته و به اواخر دوره رضا شاه برميگردد.   ( بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعت 3:54  توسط همکلاسی  | 

چرا میرزا یک مومن سکولار بود ؟

 

چرا میرزا یک مومن سکولار بود ؟

جنبش جنگل از نامکشوف ترین و مظلوم ترین وقایع تاریخ معاصر ایران است . پیچیدگی اش به خاطر رخدادهای بسیارمهم ملی و جهانی است که چون زلزله ای او را تحت تاثیر قرار داده و در یک کنش و واکنش مداوم تعریف می کند . در این معنا غیر ممکن است که شما مشروطه ، استبداد قجری و حکایت قهوه تلخش را ندانی و نهضت جنگل را بفهمی . و یا جنگ جهانی و انقلاب اکتبر را با آن وسعتش درک نکنی و بر درک محیط رخداد و چگونگی جنبش جنگل فائق آیی . این پیوستگی و تعاقب در آشوب و بلوای قرن بیم و امید یعنی قرن بیستم رخ داد و به همین خاطر است که درک زوایای مختلف جنبش جنگل ، کاری است به غایت باریک بینانه. فروتنانه باید گفت که به علت وفور اسناد بر جای مانده از جنبش جنگل در مراکز اسنادی کشورهای مختلف ، بررسی همه جانبه آن از توان و زمان یک یا چند نفر خارج است . این کار بزرگ که در تمام دوره پس از میرزا تا کنون در حاشیه بوده ، عزم جدی می طلبد . تا امروز که کسی یا نهادی ( ترجیحا پژوهشی ) مجدانه به آن نپرداخته و اگر پرداخته هم کارش جامع و محققانه و در خور نام و مقام جنبش جنگل نبوده . در دوره پهلوی اول ، خفقان حاکمه مانع بود و رضا شاه نه تنها میرزا و گیلان را سانسور کرده بود بلکه ردپای او و سایه یاران فراری اش را هم هر جا می یافت با تیر می زد . در دوره پهلوی دوم هم وضع به همان شکل بود تا جایی که ابراهیم فخرایی اثر بزرگش ” سردار جنگل ” را اواخر آن دوره بود که با مشقت بسیار توانست منتشر کند . بعد از انقلاب هم که به دلیل کارهای دیگر هنوز فرصت نکرده ایم کار دخوری برای او انجام دهیم . تنها کاری که کردیم این است که اسم او را از صفحه یازدهم آذر در تقویم رسمی کشور حذف کردیم . این از آن هنرهای هشتم ماست که هم رضا شاه را می کوبیم و هم میرزایی را که سرش به دستور او بریده شد. یادآوری می کنم که یازدهم آذر روزی است که میرزا کوچک به همراه گائوک ( آخرین یارش ) در دامنه پر برف گیلوان اسیر سرما شد و آنجا بود که سرش را زنده زنده بردیدند و برای نمایش به رشت و سپس به تهران بردند . آن بی رحمی و قدرناشناسی ای که ما در حق میرزا کرده ایم ؛ روسها در حق استالین نکردند . آنها از استالین تقدیر می کنند و ” استالین خوب ” می خوانندش و ما به میرزا چه می گوییم ! یک یاغی مزدور متحجر ! الحق که به قول خود میرزا : ” مردم ایران ، مرده پرستند ” حتی شاید قدر مرده هایشان را هم ندانند . اولین کاری که می کنند این است . ندانسته و نشناخته اول به “مرده دیگری ” بدلش می کنند تا بعد از آن قدرش را بدانند !....... "باقی متن را در لینک زیر پیگیری نمایید"

http://mehdibazargani.ir/wp/?p=340

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 17:25  توسط همکلاسی  | 

ترانه نوروز بل

یک ترانه ی زیبا و متفاوت به زبان گیلکی به نام نؤروز بل که به

 مناسبت جشن نوروز بل ۱۵۸۴ ( سال نوی گیلانی) خونده شده .

لینک دانلود :

http://www.4shared.com/audio/N8eR5ugj/2nowrooz6_Bal____without_arran.html

 

متن ترانه :

نؤروز بل

 

رأفأ  ایسأم مو  ای جؤر کو کلاتˇ مئن

أفتؤ دچئره پر ، او جؤر شأ تی دیمه دئن

 

او دیمه نیشتی تی جولأ گیلأس وأره

تو دؤنی چی وأ ؟ مچه' ؟ تی گیلاسه چئن

 

نوروز بل ، ببی بورز و بل تی تش

نوروز تش ، فأرسؤن لاکؤ می کش !

 

ترجمه تحت اللفظی! :

این بالا در کوهستان منتظرم

خورشید در حال غروب است  می توان آن بالا چهره ات را دید

آن گوشه نشسته ای - گونه ات چون درخت گیلاسی پر ازمیوه است 

می دانی لب چه هوسی دارد ؟ : چیدن گیلاست را

 نوروزبل آتشت بلند و آتشین باد

آتش نوروزی  یار را به آغوشم رسان

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 2:7  توسط همکلاسی  | 

هویت معمار گیلانی و ناخنکی به یک بحث مفصّل



http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8509/roudkhab300-jn.jpghttp://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8609/marlik3-zr.jpg

قلعه رودخان گیلان -سلاطین اسحاقوند- بیه پس -1002-550 ه.ق//  جام طلای مارلیک گیلان-بیه پیش-متعلق به 1600 قبل از میلاد

 هویت معمار گیلانی         

کلمه "هویت" بیانگر مفهومیست غنی و عمیق . "هویت " قسمت اعظم روح یک اثر  است . چه آن اثر ذاتا مادی نباشد  مانند آثار ادبی  و چه آن اثر مادی باشد همچون آثار هنری دست ساز بشر  ( آثار معماری ، نقاشی و....)  همگی باید دارای هویت باشند . اثری که هویت نداشته باشد اثریست ناقص و بی روح که تاثیر گذار  و ماندگار نیست . اجازه دهید مثالهایی از اطراف خودمان بیاورم .  تا حالا فکر کرده اید که چرا قلعه رودخان فومن ( با کاربری نظامی-مسکونی) و خانه ی "ابریشمی "رشت   آثاری ماندگار به حساب می آیند ؟ موضوع تنها تاریخی بودن و یا باشکوه بودن این مکانها نیست ( بسیاری از میراث مساکن روستایی ما نیز در زمره ی آثار ارزشمند هستند با آنکه نه باشکوهند و نه خیلی قدیمی ) . دلیل مهم ماندگاری و تاثیرگذاری آثار  فوق هویت دار بودن آتهاست  ، هویتی که به این آثار روح می بخشد و در کنار عتاصر تاریخی و بصری (تناسبات و ترکیب بندی ها ) ، آثار فوق را از تلّی خشت  چوب و گل در هم تنیده به آثاری ارزشمند و جاودانه بدل می سازند . دژها و ساختمانهای قدیمی مانند  قلعه رودخان و ساختمانهایی چون خانه ابریشمی فراوانند . شاخص بودن این آثار از  هویتی ست که در خود نهفته دارند و همین هویت است که آنها را بارز می کند ، هویتی که در زمان های گذشته از  برایند فرهنگ و علم و هنر و باورداشتهای مردم گیلان زمین در قالب آثاری مادّی (بناهای فوق) تجلّی یافته است و اکنون بعد از سالها این بناها نشان هویت و اصالت شهرهای جدید ما هستند  . کمتر کسی ست که با شنیدن نام شهرهای رشت و فومن به یاد بناهای فوق الذکر و یا سایر بناهای ارزشمندشان نیافتد.

این بناها رسالت تاریخیشان ( نشان دادن و گوشزد کردن مولفه های اصیل معماری گیلان)  را به خوبی انجام داده و خواهند داد. اما سئوال اینجاست که ما معماران آینده که از همین خاک سر برآورده ایم با چه دیدی به استقبال میراث معماری خویش خواهیم رفت؟ اصلا به آن توجهی خواهیم نمود ؟ آیا تداوم فرهنگی و هویتی این آثار را در کارهای آینده مان -نه باتقلید کوکورانه- با نگرشی نو  و به روز موجب خواهیم شد ؟ اکنون ما به معماران نسلهای گذشته ی گیلان زمین درود می فرستیم و به آثارشان مباحات می کنیم  ، باشد که نسلها و معماران آینده نیز به ما مباحات کنند و اگر نکنند لااقل مورد شماتت و لعن آنان قرار نگیریم!!

دوستان عزیز تمام سطور فوق را نوشتم تا مطلب را به سویی دگر رهنمون شوم . بحث فوق ، بحث اهمیت "هویت" در آثار بود . تصور کنید  معمار گیلانی عصر حاضر را  که از هویت خود فاصله گرفته و  حتی گاها آن را انکار می کند  . همچنین معمار بی ریشه ای چه حرفی برای گفتن ( بیان تفکراتش در قالب طرح) خواهد داشت ؟؟ هیچ ! جز کپی های بی روح و دلخراش از اینجا و آنجا !!!.  به عنوان یک معمار که آثارش برگرفته از فرهنگ جامعه ی انسانی اطرافش و تاثیر گذار بر همان جمع است باید در نظر داشته باشیم که   تا فرهنگ و هویت خود را نشناسیم  و از آن لبریز نباشیم و آن را پاس نداریم  نخواهیم توانست حرف جدید و خلاقانه ای  برای جامعه ی خویش و از آن فراتر جامعه ی جهانی داشته باشیم.

زبان اصلی ترین و قوی ترین رکن هویتی یک انسان است . انسانی که زبان  خود را از یاد ببرد  هویت و ریشه های خویش را محو کرده است .  چنین انسانی نهال بی دفاعیست در مسیر بادهای زرد....... . 

نوشتار زیر از دوست خوبمان امین حسن پور . جستار کوتاهیست در باره زبان گیلکی و هویت . با احترام، شما عزیزان هم رشته ای  و هم دانشگاهی فرهیخته را  را دعوت می کنم تا با ذهنی روشن و نگاهی نو به هویت وزین و ارزشمند خویش به عنوان یک گیلانی به مطالعه ی آن بپردازید.

                                                                                    با احترام : بهرام کریمی (همکلاسی)

توضیح : در نوشتار بالا هویت بناها از لحاظ فرهنگی و تاریخی مد نظر بوده است والا بحث هویت ساختاری ، بصری و سبکی آنها مقالیست جداگانه و وزین.

  پانوشت تصاویر جام مارلیک و قلعه رودخان :                             

 بیه پس : {بیه (در زبان گیلکی به معنای آب و رود  )+پس }= غرب سپید رود / بیه پبش: شرق سپید رود                                                                      

........................................................................................................................................

ناخنکی به یک بحث مفصل 

به قلم امین حسن پور

naxonak.jpgشاید برای کسانی که نخستین بار است با طرح مسأله کهنه و نخ‌نمای «لهجه، گویش یا زبان بودن گیلکی» روبه‌رو می‌شوند، درگیری با آن اندکی جذابیت داشته باشد، اما برای آنانی که سال‌هاست در حوزه‌ی ادبیات گیلکی و یا حوزه‌های دیگر نثر گیلکی تلاش می‌کنند، شنیدن عبارت «گیلکی که زبان نیست» از سوی یک گیلک بی‌علاقه به استفاده از زبان مادری، کم‌کم تبدیل به عبارتی تهوع‌آور شده است. عبارتی تکراری که اگر صادق باشیم باید آن را توجیهی لجوجانه برای گریز از واقعیت عینی هویت قومی بنامیم و اگر جسارت کنار گذاشتن احترام به مخاطب را به خود بدهیم و پوشش پر رنگ و لعاب این عبارت را بدریم، می‌توانیم به زبان خودمانی ترجمه‌اش کنیم: گیر ندهید لطفا! دلم نمی‌خواهد گیلکی حرف بزنم و بنویسم. زور که نیست! و واقعا عبارت درستی‌ست. زور که نیست.

 برای مطالعه ادامه مطلب لطفا روی "ادامه مطلب "کلیک کنید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 3:0  توسط همکلاسی  | 

دو تا فایل آماده ی دانلود

 

 درود دوست خوبم . امیدوارم سرحال باشی و آماده برای دانلود کردن دو تا کار خوب !! دو تا فایل برای دانلود آپ شده .

فایل اول یه سری عکس از کارهای طراحی  با نرم افزار  تری دی مکسه .

فایل دوم دوم یه ترانه ی کوتاهه از یه خواننده ی دوست داشتنی .

 فایل اول :

۵۰ عکس از کارهای سه بعدی معماری . این  عکس ها از سایتهای مختلف دانلود شدن. با چه مصیبتی آپ کردمش !حجمش حدود ۶.۵ مگه  پس ممکنه  دانلودش کمی طول بکشه.مطمئن باشید ارزش دانلود کردن رو داره !!!

روی آدرس زیر کلیک کنید :

http://www.4shared.com/file/186260363/7c368612/3d_online.html

یه صفحه باز خواهد شد . سمت راست صفحه روی گزینه ی  Download now

 کلیک کنید.فایل دانلود شده زیپ شده هستش که با استفاده از نرم افزار winRAR باز می شه ( مطمئنم این نرم افزار روی تمام سیستمها نصبه !!).

 

فایل  دوم :

این یه ترانه ی زیبا هستش . حجمش فقط حدود ۶۰۰ کیلو بایته .(آپ کردن این یکی ساده تر بود !) دانلودش زیاد طول نمی کشه . از دستش ندید . یه کار گیلکی خیلی قشنگه با یه اجرای جدید  ! لطفا روی لینک زیر کلیک کنید.

http://www.4shared.com/file/128964748/fa8195c5/Gilaki-darya_dadvar.html

 

شاد و سلامت باشید .

خیر ببینی از جونیت نظر فراموش نشه !!

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 4:57  توسط همکلاسی  |